تبليغاتX
.

پيوند فرهنگ و سياست

چهارشنبه سی ام بهمن 1387
اهالی شعر در ایران، کم و بیش با نام مؤمن قناعت، شاعر پرآوازه ی تاجیکستان، آشنا هستند و دست‏کم از میان اشعار فراوانی که وی در صنف ایران سروده، غزل «خلیج‏ فارس» او را شنیده‌اند؛ امّا برای آشنایی بیشتر، در این مقال به مرور زندگی و آثار این شاعر بزرگ تاجیک می‏نشینیم. همان‌طور که می‏دانید، بخش بزرگی از زندگی مؤمن قناعت همانند بسیاری دیگر از شاعران تاجیک، در دوران حکم‌رانی شوروی بر این کشور پارسی‏زبان گذشته ‏است، امّا او نیز همچون لایق شیرعلی و بازار صابر با روشن‏بینی، اندیشه‌های استعماری لنینیسم را نپذیرفت و به هویت اصیل و فرهنگ نیاکانش بازگشت تا شعرش ادامه‌ای بر گنجینه ی اشعار جامی و رودکی و کمال باشد، نه باری بر دفتر بیگانگان. قناعت در 20 می‌سال 1932 میلادی در روستای «کُرگاوَرد» واقع در ناحیهة «درواز» از ولایت خودمختار «بدخشان» در خانواده‌ای کشت‌گر چشم به جهان گشود. دل‌بستگی به فرهنگ بومی، او را بر آن داشت تا به رشته ی زبان و ادبیات فارسی تاجیکی روی آورد؛ چراکه زبان، تجلّی‏گاه برجسته ی چیزی بود که او در پی شناخت و پرورشش بود. مؤمن قناعت، پس از فراغت از تحصیل در سال 1956 میلادی پا به عرصه‌های گوناگون فرهنگی و سیاسی گذاشت و مسؤولیت‏های بی‏شماری پذیرفت تا به کشور خود خدمت کند. برخی از آن مسؤولیت‏ها از این قرارند: مدیریت بخش شعر و سردبیری مجلّه ی معتبر صدای شرق، نایب رئیسی (1968 میلادی) و ریاست (1991ـ1976 میلادی) اتحادیه ی نویسندگان تاجیکستان، ریاست سازمان صلح و دوستی جمهوری تاجیکستان و... . او که اکنون عضو وابستة آکادمی علوم تاجیکستان است، تاکنون بیش از چهل عنوان کتاب به عرصه ی فرهنگی میهنش عرضه داشته ‏است.
«شراره‌ها» نام نخستین کتاب مؤمن قناعت بود که در سال 1960 میلادی به چاپ رسید. او پس از آن «سروش استالین‌گراد» و «گهواره ی سینا» را پیشکش جامعه ی شعردوست تاجیکستان کرد. مؤمن در داستان‏سُرایی نیز جایگاهی ویژه در ادبیات تاجیک دارد. شعرهای وی را برخی از برجسته‌ترین ادیبان روس با افتخار به زبان روسی برگردانده‌اند و طی سال‏ها، بسیاری از نشریه‌های پراعتبار مسکو و دیگر جمهوری‏های رهاشده ی شوروی، از اشعار و داستان‏های جذاب و دلنشین او برای بالابردن مرتبه ی خود یاری جسته‌اند. مؤمن قناعت نیز در زندگی ادبی‏اش کوشیده حقّ بزرگان شعر و ادب دنیا را به جای‏ آرد و به همین‏ منظور، آثار ارجمندی از شکسپیر، شیلر، دیوید‌هاینی، تاگور، میتسکویچ، مایاکوفسکی و مرسینکیه ویچوس را به زبان تاجیکی برگردانده ‏است. جایزه ی رودکی، تنها جایزه ی چشم‌گیر مؤمن نیست. او در سال 1977 میلادی جایزه ی ادبی دولتی شوروی و جایزه ی سازمان جوانان تاجیکستان را در سال 1966 میلادی به خود اختصاص داد و در سال 1991 میلادی، شاعر خلقی تاجیکستان نام گرفت. مؤمن قناعت در شمار آن گروه از فرهیختگان تاجیک است که در دستگاه شوروی هم مورد احترام عقلای مسکو بودند و توانستند از این طریق از نفوذ خود در پیش‌برد اهداف ملّی تاجیکستان بهره ببرند. شعر او درباره ی زبان ارزشمند پارسی که در اوایل دهه ی شصت‏ میلادی سروده‌ شد، از شهرت بسیار برخوردار است و از نخستین آثاری‏ست که مسأله ی زبان را در نهضت اخیر هویت‏شناسی تاجیکستان برجسته‌ ساخته است.
همراه یکدیگر، چند سروده از او را زمزمه می‏کنیم.

۱

کشته‌ها سر می‏کشد از کشت‌زاران بلند
زندگی سر می‏کشد با کوهساران بلند
مردمان در دشت‏ها با دامن زرتشت‏ها
عبرت ما همّت این خاکساران بلند
ارتفاع بحر و دریای فلک این‌جا یکی‏ست
نیک‏بادا روز تو، ای روزگاران بلند!
شعله ی خورشید می‏ریزد ز طشت نیلگون
می‏زنم خود را به زیر آبشاران بلند
سبزه ی سبز توام، ای خاک، ای دهقان پاک!
بخش بر عمرم ثمر از آب باران بلند

 

۲

قصر بلور بر اثر بی‏فری شکست
قصر ظهور مایه ی بی‏جوهری شکست
باطن خراب و جلوه ی ظاهر جهان گرفت
دور قصیده، دورانِ انوری گذشت
دل از زبان جدا و زبان از صفات حق
از دست رهروان پر و بال پری شکست
حافظ میان قافله ی عامیان شعر
با صد زبان سروده و لفظ دری شکست
در مدّ و جزر دور قمر خاک خون گرفت
تا ناودان حکمت بحر و بری شکست
پاکی ز آب رفته و صحراست آبشار
از چشم چشمه شیوه ی نیلوفری شکست
بشنو سروش می‏رسد از غیب، از حضور
یک لحظه گوش‏دار که سُرب کری شکست

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:39 توسط رستم عجمی |

تعداد بازديدها: